تبليغاتX
سال پيامبر اعظم(ص) :: بسم الله الرحمن الرحیم
سال پيامبر اعظم(ص)
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 

«قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعا الذي له ملك السموات و الارض لا اله الا هو يحيي و يميت فآمنوا بالله و رسوله النبي الامي الذي يؤمن بالله و كلماته و اتبعوه لعلكم تهتدون.» (سوره اعراف - آيه 158)

بگو ايمردم من رسول خدا براى همه شما مردم هستم همان خدائى كه آسمانها و زمين از آن اوست وجز او معبودى نيست ، اواست كه زنده مى كند و مى ميراند..پس ايمان بياوريد به خدا و رسولش همان پيامبر امى (درس نخوانده) كه خود ايمان به خدا و تمام كلماتش (كتب آسمانى) دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت‏شويد.

|+|
نوشته شده توسط مسلم در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 16:10
ايمان پيامبر 

دشمنان محمّد و مخالفين اسلام بسيار بودند. يهود از يك طرف، منافقين از يك طرف، قريشيهاي مكه با تمام قوه وثروت خود از طرف ديگر دست به دست يكديگر دادند كه محمّد و آيين او را از ميان بردارند،ولي محمّد به رسالت  و ماموريت خود مطمئن بود. اين ايمان او را هيچ چيز و هيچ قوه يي در هم نمي شكست .او بايستي مرگ را هم كه آخرين دشمن است مغلوب بسازد.دنياي اسلام مي بايستي يك بناي ابدي و هميشگي به وجود آورد. همينطور هم شد. محمّد نمرد و نخواهت مرد. اگر در حيات خودش عدد پيروانش به چهل هزار تن بالغ نشدند امروز به چهار صد ميليون رسيده و شايد در يك هزار سال ديگر به هزاران ميليون برسند.سازمان او ممكن است با عمر بشريت باقي بماند.

اين اثر راستي و درستي بر هر نيرويي حتي زمان كه در هم شكننده ي هر چيز است، فايق مي آيد وهر مانع و مخالف را در هم مي شكند.اسلام محمّد داراي اين قوه اين نيروي عظيم واين خاصيت بود. در چهارده قرن از حيات بشر تاثير خود را داشه و باز هم خواهد داشت.

 

|+|
نوشته شده توسط مسلم در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 10:23
حقيقت و واقعيّت رسول الله (ص) همان قرآن كريم است 

اگر چه بر حسب ظاهر جسماني و كالبد انساني ،وجود مقدّس و گرامي رسول الله (ص) از جامعه بشريّت رخت بربسته است، ولي واقعيّت و حقيقت آن وجود اقداس،همواره در ميان ما است و تا ابد نيز در ميان جوامع انسان باقي خواهد ماند . زيرا حقيقت و واقعيّت وجود رسول الله (ص) همان قرآن كريم است. قرآني كه سراسر نور هدايت است و چراغ مبين الهي را در مسير استكمال انسانها همواره بر مي افروزد و راه بيراهه ها نشان مي دهد:

(( قد جائكم من الله نور و كتاب مبين يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبلا السلام))1 يعني: همانا از جانب خداوند براي هدايت شما،ّنوري عظيم و كتابي به حقانيّت آشكارآمد .خدا با آن كتاب هر كس را كه در پي رضا و خشنودي او راه سلامت پويد، هدايت مي كند.....

در يك كلام بايد گفت : قرآن كريم يعني رسول الله (ص) مدوّن ، كه حقيقت و واقعيّت آن،هميشه در دسترس بشر، و راهنماي اوست. وچه زيبا و جامع و كامل و عالي گفته است عاشه، در اين باره . زيرا وقتي از او پرسيدند(خانم، خلق و خوي رسول الله (ص) چگونه بود؟) پاسخ داد: ( خلقه القرآن) يعني اخلاق رسول الله (ص) همان قرآن مجيد بوده است. به تعبير روشنتر، يعني: اخلاق پيامبر (ص) همان است كه در قرآن سراسر نور، مدوّن گرديده و براي ابد در ميان بشر باقي مانده است، تا در هر زمان و هرمكاني، هر كس كه خواهد از اخلاق رسول الله (ص) مطلع گردد، به آن منبع نور هدايت رجوع كند.  

|+|
نوشته شده توسط مسلم در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 10:22
: از ديدگاه پيامبر 

1-   رابطه ايمان وعمل

رابطه ايمان وعمل متقابل است، يعني شناخت باعث ايمان مي شود وايمان انسان را به عمل (عبادت) وامي دارد.از سويي عبادت هم موجب تقويت معرفت و در نتيجه تقويت ايمان مي شود:

((واعبد ربّك حتّي يا تيك اليقين)) 1 ؛ ((پروردگارت را پرستش كن تا يقين تو فرا رسد)).

لذا در قرآن كريم در بيشتر موارد (حدود پنجاه آيه) ايمان و عمل صالح با هم آمده است:((الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات)).

ايمان موجب تشويق و تحريك انسان به عمل مي شود و عمل باعث به وجود آمدن مرحله قوي تري از ايمان است و اين تاثير متقابل ادامه دارد تا آن جا كه ((رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند))

 

۲-وجود سراسر مجذوب ايمان

بلي اين معني عصمت اختياري است: وقتي انسان براي نيل به چنان مرحله اي از ايمان،تن به رنج و زحمت داد،و با تمام وجودش رياضت لازمه را تحمل كرد،واعمال عبادي را آن طور كه شرايع آسماني دستور دادند به جاي آورد،و بر مبناي آن عمل نمود،آن وقت ديگر همه اداراكات و حركاتش به سوي ايمان جذب مي شود.چنان كه از آن مرحله به بعد ديگر از هر آنچه كه بر خلاف ايمان باشد،با اراده و اختيار خود، تبرّي مي جويد و دوري اختيار مي كند.

 

۳-قائد و فرمانرواي وجود مومًن،ايمان است

انساني كه مجذوب عشق خداوند متعال شده و ايمان و اعتقاد به پروردگار همه ادراكات و حركات و سكنات او را به خود جلب و جذب و مشغول  كرده است، به مقام معصوم نائل مي آيد، بنعي چنين آدمي ديگر همه كارهايش معصومانه است: در حرف و عمل  و انديشه،ملاك و معيارش ايمان، و حتي در خوردن و آشاميدن و نشستن و بر خاستن و گفتن و شنيدن و هرگونه حساب و كتابي،قائد و راهنمايش  ايمان است.كه مراتب ايمان،عصمت اختياري است يعني آن عصمتي كه از طريق رياضت و تداوم در عمل،تحصيل مي گردد بر طبق آن، و مومًن با اراده و اختيارخود و با سعي و كوشش پيگر و زحمت و تلاش مداوم و پشت شر نهادن موانع و مشكلات به مقام معصوم مي رسد.

 

۴-ايمان خيالي، نزد خداوند پاداش ندارد

بعضي از مردم گمان كرده اند كه معني و منظور از(ايمان) تنها تصور آن است يعني همين كه موضوع و مساًلهَ(ايمان) در مخيله كسي خطور كند، وخود را تنها در خيال خويش (مومن) تصور كند، او ديگر واقعا مومن است. از نظر اينان ايمان واقعي يعني ايمان تخيلي، و به عبارت ديگر يعني همان ايماني كه در خيال شخص وجود دارد، ولي اعضاء و جوارح وي،از آن متابعت و فرمانبرداري  نمي كنند

 

|+|
نوشته شده توسط مسلم در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 10:19
تغيير قبله از بيت‏المقدس به طرف كعبه معظمه 

--- چند ماهى از هجرت پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله وسلم- به مدينه نگذشته بود كه امين وحى الهى، (جبرئيل) مؤكدا دستور داد آن حضرت به سمت كعبه نماز گزارند .
در طى  سال كه مسلمين در مكه زندگى مىكردند، قبله آنان بيت المقدس بود . اين سبب مىشد كه يهوديان بين خود و مسلمين رابطه نزديكى بيابند و بيشتر به اسلام گرايش پيداكنند
اما پس از هجرت، مخالفت يهوديان شكل وسيعى به خود گرفت تا جايى كه ادعا مىكردند اسلام، دين مستقلى نيست، زيرا به طرف قبله ما نماز مىگزارند و از خود قبلهاى ندارند .
اين سخنان بر پيامبر گرامى (ص) بسيار گران مىآمد؛ لذا نيمههاى شب از خانه بيرون مىآمدند و به آسمان مىنگريستند و در انتظار نزول وحى بودند .
همانطور كه خداوند مىفرمايد:) قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها فول وجهك شطر المسجد الحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره(: ما مىبينيم كه تو رو به آسمان مىكنى؛ پس تو را به طرف قبلهاى متوجه خواهيم كرد كه راضى باشى؛ پس به طرف مسجدالحرام رو كن و شما مسلمين نيز هر جا هستيد، بدان جهت رو كنيد ( سوره بقره، آيه 144).
در نيمه شعبان سال دوم هجرى، در حالى كه پيامبر دو ركعت از نماز ظهر را اقامه فرموده بودند، جبرئيل نازل شد و ايشان را مأمور كرد تا به طرف مسجدالحرام رو كنند .
حضرت به سمت كعبه توجه كردند و بهمراه مسلمين، بقيه نماز را به طرف قبله جديد خواندند .
به روايتى، جبرئيل دست حضرت را گرفته، به طرف قبله سوق داد .
علاوه برجهت سياسى مذكور، يكى از علل تغيير قبله، آزمايش ميزان خلوص و ايمان مردم بود تا سرپيچى و شك و ترديد منافقين آشكار شود، همانطور كه قرآن در اين مورد مىفرمايد: و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها الا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى الله: ما آن قبلهاى را كه به طرفش متوجه شدى مقرر نساختيم مگر براى اينكه كسانى كه از رسول تبعيت مىكنند، از كسانى كه پشت مىكنند متمايز شوند و شناخته گردند .
و بهيقين اين كار دشوار است مگر بر كسانى كه خدا آنان را هدايت كرده است (سوره بقره، آيه 143) .
مسلمين گمان كردند نمازهاى قبلى آنان باطل است؛ ولى وحى الهى آمد كه :و ما كان الله ليضيع إيمانكم: خدا هرگز اعمال شما را تباه نخواهد كرد ( سوره بقره، آيه 143).

|+|
نوشته شده توسط مسلم در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 19:20
چگونگي آموزش قرآن توسط پيامبراكرم(ص) به مسلمانان  

 چنانچه پيش از اين نيز گفتيم، پيامبر اكرم(ص) براي آموزش قرآن كريم، نظام سمعي (اقراء) را برگزيدند و كوشش نمودند كه اين روش آموزش، به عنوان "تنها راه آموزش قرآن" جا بيفتد و رايج گردد .   از جمله قرائن متعدد اين مسأله، روايت جالبي است كه در تفسير نورالثقلين آمده است كه در آن حضرت علي(ع) به روش قرآن آموختن خود نزد پيامبراكرم(ص) اشاره كرده و بيان ميكند: «هيچ آيهاي نازل نميشد مگر آنكه حضرت رسول(ص) آنرا بر من اقراء ميفرمود و ميخواند و من ميشنيدم و تكرار ميكردم و پس از آن، همان آيه يا آيات را بر من املاء ميفرمودند و من با خط خود آنها را مينوشتم...» (1) در كتابهايي مانند: جمال القراء و كمالالاقراء، المرشد الوجيز، مناهل القرآنية، القراءات القرآنية و... ميتوان به قرائن بسياري، مبني بر اينكه روش آموزش قرآن در سيره پيامبر اكرم(ص)، «اقراء آيات الهي» و «آموزش سمعي» بوده است، دست يافت. از جمله آنها، روايتي از عبدالله بن مسعود است كه ميگويد: «هفتاد سوره از قرآن كريم را كه خود از دهان پيامبر اكرم(ص) شنيده و ياد گرفته بودم بر آن حضرت عرضه كردم و دوباره خواندم» (2)، و يا اينكه ابي شامه مقدسي ميگويد: «اصحاب رسول الله به همان قرائتي كه پيامبر اكرم(ص) آيات را بر آنها اقراء نموده بودند، آيات را تلاوت ميكردند».(3)   سخاوي در بيان گوشهاي از فرهنگ آموزش قرآن در عهد نزول ميگويد: معلمين قرآن در صدر اسلام، با اقتدا به شخص پيامبر اكرم(ص)، آيات قرآن را بر متعلمين ميخواندند [تا بشنوند و تكرار كنند، و بدين شيوه قرآن را بياموزند[ چنان كه شخص پيامبر اكرم(ص) نيز كتاب خداي عزّوجلّ را همان گونه كه امر شده بود بر مردم تلاوت ميفرمودند، و دقيقاً به اين شكل بود كه جبرئيل، قرآن را به آن حضرت عرضه ميكرد، چنان كه خداي تعالي فرموده است: «فاذا قراناه فاتبع قرآنه»، و معلمين قرآن در زمان رسول خدا(ص) به كسي كه قصد يادگيري قرآن را داشت آيات را به صورت پنج آيه پنج آيه آموزش ميدادند و ميگفتند كه جبرئيل نيز به همين شكل آيات را به پيامبراكرم(ص) تلقين و تعليم نموده است.

 در مناهل العرفان نيز آمده است پيامبر اكرم(ص) براي آموزش قرآن به كساني كه از جامعه مسلمين دور بودهاند، كساني را ميفرستاد تا براي ايشان قرآن را اقراء كنند و با بهرهگيري از نظام سمعي، قرآن را آموزش دهند، چنان كه مصعب بن عمير و ابن ام مكتوم را، قبل از هجرت به مدينه فرستادند، و معاذبن جبل را نيز پس از هجرت براي اقراء آيات به مكه فرستادند. 1   در همان كتاب از عبادة بن صامت نقل شده است كه هنگامي كه فردي به مدينه مهاجرت مينمود و به جمع مسلمانان وارد ميشد، پيامبر اكرم(ص) او را به يكي از ما ميسپرد تا به وي قرآن را آموزش دهيم.2 در جمالالقراء روايت ديگري آمده است كه حاكي از رشد و گسترش فرهنگ آموزش سمعي و اقرائي در بين صحابه و تشويق نبوي از آن، ميباشد. ابو عبيد از سهل بن سعد انصاري نقل ميكند كه روزي رسول خدا بر ما وارد شدند در حالي كه ما مشغول اقراء و آموزش آيات به يكديگر بوديم و سورههايي را كه ياد گرفته بوديم اقراء ميكرديم، در اين لحظه رسول خدا فرمودند: «الحمدلله، كتاب الله عزّوجل واحد فيه الاحمر و الاسود اقروءاالقرآن، اقروالقرآن قبل ان يجيء اقوام يقيمونه كما يقام القدح...».3 الحمدالله! كتاب خداي عزوجل براي سرخ و سياه يكي است. قرآن بخوانيد. قرآن بخوانيد پيش از آن كه گروهي بيايند كه قرآن را مانند كولهپشتي به پشت خود بيندازند .
    

|+|
نوشته شده توسط مسلم در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 19:13
پرتوى از سيره و سيماى محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) 
حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكّه به دنيا آمد.
پيش از ولادت، پدرش عبداللّه درگذشته بود.
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نيز از دست داد.
او تا هشت سالگى زير سرپرستى جدّش عبدالمطّلب بود و پس از مرگ جدّش در خانه عمويش ابوطالب سُكنا گزيد.
رفتار و كردار او در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوى خود جلب كرد و ديرى نگذشت كه مهرش در دلها جاى گرفت.
او برخلافِ كودكانِ همسالش كه موهايى ژوليده و چشمانى آلوده داشتند، مانند بزرگسالان موهايش را مرتّب مىكرد و سر و صورتِ خود را تميز نگه مىداشت.
او به چيزهاى خوراكى هرگز حريص نبود، كودكان همسالش، چنان كه رسم اطفال است، با دستپاچگى و شتابزدگى غذا مىخوردند و گاهى لقمه از دست يكديگر مىربودند، ولى او به غذاى اندك اكتفا و از حرص ورزى در غذا خوددارى مىكرد.
در همه احوال، متانت بيش از حدِّ سنّ و سالِ خويش از خود نشان مىداد.
بعضى روزها همين كه از خواب برمىخاست، به سر چاه زمزم مىرفت و از آب آن جرعهاى چند مىنوشيد و چون به وقت چاشت به صرف غذا دعوتش مىنمودند، مىگفت: احساس گرسنگى نمىكنم.
او نه در كودكى و نه در بزرگسالى، هيچ گاه از گرسنگى و تشنگى سخن به زبان نمىآورد.
عموى مهربانش ابوطالب او را هميشه در كنار بستر خود مىخوابانيد.
همو گويد: من هرگز كلمهاى دروغ از او نشنيدم و كار ناشايسته و خنده بيجا از او نديدم.
او به بازيچههاى كودكان رغبت نمىكرد و گوشه گيرى و تنهايى را دوست مىداشت و در همه حال متواضع بود.
آن حضرت در سيزده سالگى، ابوطالب را در سفر شام، همراهى كرد.
در همين سفر بود كه شخصيّت، عظمت، بزرگوارى و امانتدارى خود را نشان داد.
بيست و پنج سال داشت كه با خديجه دختر خويلد ازدواج كرد.
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در ميان مردم مكّه به امانتدارى و صداقت مشهور گشت تا آنجا كه همه، او را محمّد امين مىخواندند.
در همين سنّ و سال بود كه با نصب حجرالاسود و جلوگيرى از فتنه و آشوب قبايلى، كاردانى و تدبير خويش را ثابت كرد و با شركت در انجمن جوانمردان مكّه (= حلفالفضول) انسان دوستى خود را به اثبات رساند.
پاكى و درستكارى و پرهيز از شرك و بتپرستى و بىاعتنايى به مظاهر دنيوى و انديشيدن در نظام آفرينش، او را كاملاً از ديگران متمايز ساخته بود.
آن حضرت در چهل سالگى به پيامبرى برانگيخته شد و دعوتش تا سه سال مخفيانه بود.
پس از اين مدّت، به حكم آيه «وَ أَنـْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَْقـْرَبينَ»; يعنى: «خويشاوندان نزديك خود را هشدار ده!»، رسالت خويش را آشكار ساخت و از بستگان خود آغاز كرد و سپس دعوت به توحيد و پرهيز از شرك و بتپرستى را به گوشِ مردم رساند.
از همين جا بود كه سران قريش، مخالفت با او را آغاز كردند و به آزار آن حضرت پرداختند.
حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در مدّت سيزده سال در مكّه، با همه آزارها و شكنجه هاى سرمايه داران مشرك مكّه و همدستان آنان، مقاومت كرد و از مواضع الهى خويش هرگز عقب نشينى ننمود.
پس از سيزده سال تبليغ در مكّه، ناچار به هجرت شد.
پس از هجرت به مدينه زمينه نسبتاً مناسبى براى تبليغ اسلام فراهم شد، هر چند كه در طىّ اين ده سال نيز كفّار، مشركان، منافقان و قبايل يهود، مزاحمت هاى بسيارى براى او ايجاد كردند.
در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حجّ و ترك مكّه و ابلاغ امامت على بن ابىطالب(عليه السلام) در غدير خم و اتمام رسالت بزرگ خويش، در بيست و هشت صفر سال يازدهم هجرى، رحلت فرمود.
|+|
نوشته شده توسط مسلم در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 19:2
زيارتنامه حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله  

درود بر تو ای رسول خدا درود بر تو ای پيغمبر خدا درود بر تو ای محمد بن عبدالله
درود بر تو ای خاتم پيغمبران گواهم که تو رساندی رسالت را و بپا داشتی نماز را
و عطا کردی زکات را و امر به معروف و نهی از منکر کردی و پرستيدی خدا را خالص
و با اخلاص تا يقين به تو رسيد درودهای خدا بر تو و رحمت او و بر اهل و خاندان پاکت
گواهم به اينکه نيست معبودی جز خدا يگانه و بي شريک هستی و گواهم که محمد بنده
و رسول خدا و گواهم که تو فرستاده خدايی و تو محمد بن عبدالله و گواهم که تو حق
رساندی رسالت های پروردگارت را و نصيحت کردی برای امتت و جهاد کردی در راه
خدا و پرستيدی خدا را تا رسيدی به يقين از روی حکمت و پند نيک و ادا کردی آنچه
برای توست از حق و تويی مهربان به مؤمنان و سخت گير بر کافران برساند خدا تو را
به بهترين شرافت مقام مکرمان حمد خدا را که ما را بوسيله تو از شرک و گمراهی 
نجات داد خدايا پس قرار بده صلوات خودت و درودهای فرشتگان مقربين خودت و
پيامبران مرسلت و بندگان شايسته ات را و اهل آسمانها و زمين ها و هر که تسبيح تو
کند ای پروردگار جهانيان از اولين و آخرين بر محمد بنده تو و رسول تو و پيغمبرت
و امينت و همرازت و دوستت و برگزيده ات و مخصوصت و ويژه ات و بهتر از خلقت
خدايا بده به او درجه بلند و بياور برايش وسيله از بهشت و برانگيز او را به
مقام پسنديده ای که رشک برند بر او اولين و آخرين خدايا تو فرمودی که اگر آنها
وقتی به خود ستم مي کردند مي آمدند نزد تو و آمرزش مي خواستند از خدا و طلب
آمرزش مي کردند برای آنها رسول مي فهميدند که خدا بسيار توبه پذير و مهربان است و
من نزد تو آمدم آمرزش جو توبه کار از گناهانم و من به تو رو آوردم به خدای 
پروردگارم و پروردگارت تا بيامرزد گناهان مرا
مي خواهم از خدا که برگزيد تو را و اختيار کرد تو را و راهنمايی کرد تو را و
رهنمود کرد تو را که رحمت فرستد بر تو براستی خدا و فرشتگانش رحمت خواهند
برای پيغمبر ای کسانيکه ايمان آورده ايد رحمت خواهيد بر او و درود فراوان فرستيد

|+|
نوشته شده توسط مسلم در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 19:0
کلید بهشت 
 

رسول اکرم(ص) فرمود:

 وقتی خدا صورت وسیرت بنده ای را نیکو کند شرم دارد که گوشت وی را خوراک آتش کند.

رسول اکرم(ص) فرمود:

شجاعترین مردم آن اس که بر هوس خویش تسلط یابد.

رسول اکرم(ص) فرمود:

خدا رحمت کند کسی را که مازاد گفتار خود را نگهدارد ومازاد مال خود را خرج کند.

رسول اکرم (ص) فرمود:

مرد جز از دست خویش بدی نمی بیند.

رسول اکرم (ص) فرمود:

در دروغگویی تو همین قدر بس که هر چه شنیده ای نقل کنی.

رسول اکرم (ص) فرمود:

از سجده غافل مشو که هر سجده ای برای خدا کنی خداوند یک درجه تو را بالا برد وگناهی از تو محو کند.

رسول اکرم (ص) فرمود:

هر که بد مردم گوید از عقل به دور است یا خللی در او هست.

رسول اکرم (ص) فرمود:

برادر خویش را شماتت مکن که خدا او را معاف دارد وتو را مبتلا کند.

رسول اکرم (ص) فرمود:

زنانی که بی حضور شاهد شوهر میکنند زناکارند.

رسول اکرم (ص) فرمود:

وقتی بنده ای در عمل کوتاهی کند خداوند او را به غم مبتلا میکند.

رسول اکرم (ص) فرمود:

ایمان خود را تازه کنید. لا اله الا الله بسیار گوئید.

رسول اکرم (ص) فرمود:

کسی که فضول نباشد اسلامش نکو باشد.

پيامبر اكرم (ص) فرمود :

 همه بدبختان ، بدبخت تر كسي است كه فقر دنيا و عذاب آخرت را با هم دارد.

|+|
نوشته شده توسط مسلم در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 3:6
 
.::.

www.moslem1300.blogfa.com
onLoad and onUnload Example

سال پيامر اعظم(ص) بر شما مبارك